|

مصاحبه با مهندس حميدرضا دهكردي مقدم، مدير نظارت و ارزيابي بودجه تملك دارايي معاونت برنامه ريزي و نظارت راهبردي رياست جمهوري
تعريف نظارت از ديدگاه شما چيست؟ نظارت از وظايف پنجگانه عمده مديريت يعني، برنامهريزي، هماهنگي، سازماندهي، بودجهريزي و نظارت است. نظارت به معني كنترل، مراقبت، بازديد و در اصطلاح انگليسي مترادفMonitoring ياControling نيز گفته ميشود. نظارت داراي درجات مختلف است از نظارت انسان بر خود تا نظارت خداوند بر انسان البته دولت بر امور هم از انواع نظارت است.
جايگاه نظارت در مديريت امروز كجاست؟ امروزه نظارت حلقه تكميلي فرآيند برنامهريزي و تداوم دهنده و تصحيحكننده آن به شمار ميآيد. اين ابزار يكي از وظايف عمده و اصلي مديريت امروز است كه براي حسن اداره امور در هر سازماني مورد استفاده قرار ميگيرد و بيشك بدون آن ميان تصميمات راهبردي و سياستهاي ميان مدت و كوتاه مدت هماهنگي و سازگاري ايجاد نميشود و تصميمات اتخاذ شده در جهت رسيدن به هدفهاي برنامه محقق نميگردد. نتايج استقرار اين ديدگاه از نظارت چيست؟ با استقرار اين نظام نظارت، رسيدن به ميزان تحقق اهداف، انجام عمليات و نحوه مديريت مورد ارزيابي قرار ميگيرد و زمينه اصلاح آن بوجود ميآيد. لذا اين گونه نظارت ميبايست بتواند با بررسي اثر بخشي سياستها و راهكارها، مغايرت عملكرد و اهداف را تشخيص و پيشنهادهاي مشخص براي برطرف شدن مغايرتها را ارائه دهد.
در صورت عدم استقرار آن چه رخ ميدهد؟ يكي از مشكلات و نارساييهايي كه معمولاً در اجراي برنامههاي توسعه بوجود ميآيد، عدم وجود نظام نظارتي مناسب براي ارزيابي فعاليتهاي اجرايي برنامه و در نتيجه عدم نظارت كافي بر عملكرد برنامههاي مذكور بوده است. بعبارت ديگر فعاليت نظام برنامهريزي پس از تدوين و تصويب برنامهها ظاهراً خاتمه يافته تلقي ميگردد. در حالي كه با تغيير شرايط اقتصادي اجتماعي و فرهنگي هر كشور و در نتيجه تحولات غيرقابل پيشبيني، اعمال تغييرات لازم در برنامه با توجه به ارزيابي انجام يافته، ضرورت پيدا مي كند.
به برخي از اهداف نظارتي اشاره نمائيد؟ شايد بتوان مهمترين اهداف نظارتي را در مراقبت و كنترل نحوه اجراي تكاليف و وظايف دستگاههاي اجرايي در چارچوب احكام و اهداف برنامههاي توسعه، پيشگيري از انجام فعاليتها و اجراي سياستهاي مغاير برنامهها؛ تشخيص انحرافهاي احتمالي از اهداف و سياستهاي تعيين شده؛ شناسايي و ارائه پيشنهادهاي اصلاحي به منظور رفع انحرافها؛ ارزيابي نتايج حاصل از انجام عمليات دستگاههاي اجرايي در ارتباط با سياستها و راهكارهاي اجرايي برنامههاي توسعه و در نهايت حذف موانع اجراي برنامههاي توسعه و ساير قوانين مرتبط نام برد.
الزامات و پيشنيازهاي اجرايي اين گونه نظارت چيست؟ به نظر اينجانب براي اعمال نظارت بر هر برنامه از جمله برنامههاي توسعه و يا قوانين و احكام لازمالاجراء ميبايست ابتدا ملاكها و معيارهاي سنجش پيشرفت فعاليتها عملكرد دستگاههاي اجرايي و عملكرد بخشهاي مختلف تعيين گردد و سپس چارچوبهاي لازم به منظور گزارشهاي نظارتي در سطوح مختلف تصميمسازي و تصميمگيري مشخص شود.
مباني قانوني نظارت چيست؟ قوانيني چون محاسبات عمومي، بازرسي كل كشور، ديوان محاسبات، برنامه و بودجه و در بالاترین سطح آن قانون اساسي و البته قوانين سالانه و برنامههاي توسعه پنجساله نيز شامل آن ميشود.
بر پايه هر يك از اين قوانين چه نوع نظارتي شكل ميگيرد؟ علاوه بر نظارتي كه تمامي مديران به اقتضاي وظايف خود بر حسن انجام امور دارند شايد نظارت در چهار تقسيمبندي جاي گيرد و آن عبارتند از نظارت محاسباتي كه توسط ديوان محاسبات كشور و در قوه مقننه شكل ميگيرد؛ نظارت قضايي كه توسط سازمان بازرسي كل كشور و در قوه قضائيه واقع شده است؛ نظارت عملياتي كه توسط سازمان مديريت و برنامهريزي سابق و در قوه مجريه اجرا ميشود و در نهايت نظارت مالي كه توسط وزارت امور اقتصادي و دارايي و از طريق ذيحسابي به عمل ميآيد.
با توجه به حيطه وظايف كاري شما فرصتهاي حاصل از نظارت بر بودجه عمراني يا طرحهاي تملك داراييهاي سرمايهاي را نامببريد؟ در يك جمله ميتوان انتظارات از نظارت بر طرحهاي تملك داراييهاي سرمايهاي را به اين صورت بيان نمود كه علاوه بر تحقق هدفهاي كلي برنامهها و طرحهاي عمراني، مدت اتمام طرحهاي عمراني كوتاه گردد، هزينه تمام شده كارها در حد معمول كنترل و يا حتي كاهش يابد و از سوي ديگر كيفيت اجراي كار نيز افزايش يابد. به عبارتي با تحقق اين سه عامل ارتقا كيفيت عملكرد دستگاههاي اجرايي حاصل شده و در صورت وجود نواقص، راهكارهايي براي بهبود مستمر سيستم ارائه ميگردد.
جايگاه نظارت در كدام يك از مراحل اجراي طرحهاي عمراني قرار دارد؟ يك نظارت كارآمد ميبايست به موازات مراحل پديدآوري طرحها و پروژههاي عمراني شكلگيري شود و حضور موثر داشته باشد به عبارتي از مرحله پيدايش، مطالعات توجيهي، طراحي پايه، طراحي تفصيلي، اجرا، راهاندازي تا تحويل و شروع بهرهبرداري نظارت ميبايست اتفاق بيافتد. اين مراحل را شايد بتوان در سه مرحله قبل، حين و پس از اجرا تقسيمبندي نمود.
اهميت نظارت در كدام يك از اين مراحل اجرايي بيشتر است؟ نظارت در تمامي اين مراحل از اهميت يكساني برخوردار است نظارت قبل از اجرا باعث ميگردد تا طرحها و پروژههاي فاقد توجيه فني و اقتصادي و بدون پشتوانه منابع مالي اجرا نگردد. نظارت حين اجرا انحراف از رعايت ضوابط و مقررات فني، تكاليف برنامهاي و قانوني و عملكرد مالي را كنترل مينمايد و در نهايت در پايان اجرا چگونگي اثر بخشي طرحها مورد ارزيابي و نظارت قرار ميگيرد و نتايج آن نيز براي فعاليتهاي بعدي و اجراي طرحهاي آينده و يا بازنگري در روشها و دستورالعملها مورد استفاده قرارميگيرد.
با توجه به مباحث مطرح شده در طول گفتوگو آيا نظارت را ميتوان برون سپاري كرد؟ تعداد طرحها و پروژهها، استفاده از نيروهاي متخصص بيشتري را در امر نظارت در سطوح مختلف ضروري ميسازد، لذا در سال 1380 بخشنامهاي تحت عنوان استفاده از واحدهاي خدمات مديريت طرح در نظارت پروژه هاي عمراني صادر گرديد. البته چون نظارت بر طرحهاي تملك داراييهايي سرمايهاي يك امر حاكميتي و غير قابل واگذاري است، قاعدتاً ميبايست قسمتي از فعاليتهاي نظارت از جمله بازديد، جمعآوري اطلاعات را كه نافي از امور حاكميتي است در اجراي اين بخشنامه مورد توجه ذينفعان قرار گيرد. -------- 
-------- 
|